محمد بن عبد الله بن عمر

46

خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )

قرآن مثل افسانهء متقدّمان است وكافران تصديق وى كردندى . چون نضر بن حارث اين به قريش گفت ، مهتران قريش أو را گفتند : تو را عقبة بن أبي معيط به مدينه بايد رفت واز علماى تورات وإنجيل أحوال محمد بازدانستى . هر دو برفتند واز علماى يهود حال سيد ، عليه السلام ، وصحت دعوى وى پرسيدند . گفتند : سه مسأله از وى بپرسيد ، اگر جواب صواب دهد ، وى پيغمبر است والّا باطل است . أول قصهء أصحاب الكهف ودوم حكايت ذو القرنين وسوم حقيقت روح . ايشان باز مكة آمدند واز سيد ، عليه السلام ، پرسيدند . گفت : فردا بياييد تا جواب گويم ونگفت ان شاء اللّه . تا پانزده روز جبرئيل نيامد وكافران طعن مىكردند . بعد از پانزده روز ، جبرئيل فرود آمد وسورة الكهف فرود آورد وقصهء أصحاب الكهف وذو القرنين در آن بيان كرد . واز مسئلهء روح در سورت بني إسرائيل خبر داد كه جواب آن چون بايد گفت ؛ . آن‌گه سيد ، عليه السلام ، بر ايشان خواند ، بعضي مسلمان شدند . وسيد « 1 » ، عليه السلام ، را از جبرئيل عتاب كرد وگفت : لقد احتبست عنّى يا جبريل حتّى سؤت ظنّا . گفت : اى محمد ، به فرمان حق تعالى توانيم آمد ، قوله تعالى : وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ « 2 » . وسبب دير آمدن آن بود كه ان شاء اللّه نگفتى ، به غرامت قدم بازگرفتم تا در هر كار ان شاء اللّه گوئى ، قوله تعالى : وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً . إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ « 3 » . حكايت دهم - أصحاب الكهف * أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً . إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً « 4 » وقصه آن است كه هشت تن از ابناي ملوك بودند كه خدمت دقيانوس « 5 » مىكردند ونام‌هاى ايشان اين بود : مكسلمينا ، يمليخا ، مرطونس ، بنينونس ، سارينونس ، ذونوانس كفيشيطينونس ، « 6 » قطمير . ويمليخا بزرگ‌تر ايشان بود . ويك روز نوبت خدمت وى بود وپيش

--> ( 1 ) . را در اينجا پس از فاعل آمده است . ( 2 ) . مريم 19 : 64 . ( 3 ) . كهف 18 : 23 و 24 . اين حكايت در سيره ، ص 268 - 279 ، آمده است . ( 4 ) . كهف 18 : 9 و 10 . ( 5 ) . در مآخذ غربى نام اين شخص دكيوس ضبط شده كه از 249 تا 251 ميلادي سلطنت مىكرده است . - دايرة المعارف اسلامى ، طبع جديد ، زير عنوان أصحاب الكهف وقصص قرآن مجيد برگرفته از تفسير أبو بكر عتيق نيشابورى ، ص 214 ( انتشارات دانشگاه تهران شماره 1179 ، 1347 ) . ( 6 ) . اين أسامي هفتگانه در متن عربى نيامده وبر طبق أصل ضبط شد ودر كتب تفسير وأدب ومآخذ ديگر ونسخه‌هاى مختلف هر يك به صورتهاى گوناگون ضبط شده است .